به نام خدا
با سلام و نثار دعای خیر
به دنبال صدور اطلاعیه روز مادر در کانادا، فردی با گذاشتن کامنت مبنی بر این که چرا در این اطلاعیه “خطاب به مادران معترضین کشته شده حوادث اخیر ایران تسلیت نگفتهام” انتقاد نموده است. در پاسخ به این کامنت باید بگویم انتقاد ارسالی درست است و منتظر دریافت چنین کامنتی بودم تا مطالبی را در این رابطه به اطلاع برسانم، هرچند که پاسخ من برای عدهای مثل همیشه به واسطه واقع نگری و فرار از تخیلات و رویا فروشی و… تلخ و ناخوشایند است:
اولا) بنده بارها و به کرات خدمت خانوادههای این قربانیان، عرض تسلیت و ابراز همدردی داشتهام که همه به سادگی میتوانند پیامهای متعدد اینجانب را که در این مدت منتشر کردهام را ملاحظه بفرمایند.
دوما) تسلیت به مادران و خانوادههای داغدار این مصیبت بزرگ را آنهایی باید می گفتند و بگویند که با دادن اطلاعات کاملا غلط (از جمله همراهی 150 هزار نفر نیروی ریزشی نظام)، رویافروشی، فریب افکار عمومی، بلند کردن پرچم اسراییل و آمریکا در خارج از کشور به عنوان حامیان ملت ایران، جا زدن جریان مطالبهگری مردم و کل ملت ایران به فردخواهی، تایید حمله به مساجد و اماکن مذهبی توسط معترضین از سوی خبرگزاریهای وابسته به اسراییل و قران سوزی در خارج از کشور به نام معترضین داخل کشور، ادعای کمک رسانی به معترضین و در راه بودن کمک، ادعای خلاف واقع رهبری اعتراض سراسری توسط فرد متحد اسراییل (هرچند که مردم زودتر اعتراضات خود را شروع کرده بودند)، تقاضا از بیگانگان برای حمایت و حمله به ایران برای اولین بار در تاریخ پر از فراز و نشیب این مرز و بوم حتی تقاضای بمباران اتمی ایران که همه این اسناد و مدارک ثبت در تاریخ خواهد بود (در حالی که انگیزه اصلی بسیاری از فعالان این حوزه، رسیدن به دلارهای بلوکه شده ایران که متجاوز از میلیاردها دلار می باشد و همچنین سایر ثروتهای ایران در خارج از کشور که رقم زننده بهترین بیزینس مامانی طول تاریخ برای فعالین ثابت این حوزه به شمار می رود و تقسیم غنایم و سهم خواهی، رسیدن به قدرت فرد محوری و تقسیم چندین هزار پستها و مقامها و… بوده است و نه موضوع حقوق ملت و برخورداری ملت از ثروت ملی و رهبر مطلق زدایی و…). به هر حال اشتباهات راهبردی و تاکتیکی و ارائه اطلاعات کذب باعث قربانی شدن این همه انسان بیگناه شد. همچنین بلند کردن پرچم اسراییل در خارج از کشور باعث شد تا همگی این عده به عنوان عوامل اسراییل قربانی شده و خونشان به هدر برود و افراد دستگیر شده نیز به جرم جاسوسی برای اسراییل اعدام شده و یا در زندانهای طولانی مدت عمر خود را سپری کنند. البته در این مورد لازم به ذکر است که عده ای نیز واقعا فریب این اطلاعات غلط و بلوف های سیاسی را خورده و اقدام به همکاری با خبرگزاریهای اسراییلی نمودند و جان خود را روی این اشتباههای سیاسی و نپختگی و جاه طلبی و قدرت طلبی عوامل اصلی این ماجرا گذاشته که هنوز هم ادامه دارد . بدیهی است که مسئولیت تاریخی این فجایع با طراحان این رویافروشیها و خبرگزاریهای وابسته می باشد که اقدام به تزریق رویاهای نابجا، تارائه تحلیلهای غلط و آبکی و ساده لوحانه باعث فریب هزاران انسان بیگناه و کشانیدن آنها به خیابان ها و موجب کشته شدن آنها شد (منهای سیاست پلید کشته سازی که اسناد آن در تاریخ به جای خواهد ماند).
جالب است علیرغم وقوع این فاجعه هولناک نه تنها به خانوادههای قربانیان این فاجعه انسانی بزرگ، از سوی مدعیان رهبری آن تسلیت گفته نشد و از بابت ارائه اطلاعات غلط، هیچ گونه عذرخواهی به عمل نیامد، بلکه از آنها به عنوان تلفات جنگی نام برده شده و این که این حادثه یک امر طبیعی و اجتناب ناپذیر قلمداد شده است. در حالیکه ما به خوبی میدانیم که آنها وارد هیچ جنگی نشده بودند و به طور عمده معترضین در ایران، مطالبهگر حقوق خود بوده و سهم ثروت ملیشان را درخواست می کنند و اگر از زندگی مرفهی برخوردار بودند، هرگز معترض نبودند. همین عدهای که در خارج از کشور شعار “ایران را پس میگیریم” را سر می دهند که شیران غُرّان خارج از کشور هستند، اگر در داخل کشور بودند مسلما در خانههای خود می ماندند و صدایی از آنها در نمی آمد(همانطوری که برای اعتراض هیچکس به ایران نرفته است) و اگر این شعار را سر می دهند منظورشان این است که آمریکا و اسراییل کشور را به ویرانه هم که شده، تبدیل نموده و آن را تسخیر کند و سپس تحویل این عده بدهد که برآن حکمروایی کنند و سوار بر اریکه قدرت و برخوردار از ثروت ملی یکه تازی نمایند. نه اینکه این عده مبارز هستند و اصول مبارزه را بلدند و قصد مبارزه و رویارویی دارند. به همین علت هم است که شکست خوردهاند و هرگز نیز به تهران نمی روند، هرچند که این حقیقت تلخ است ولی به تدریج خواهند فهمید که این یک حقیقت است ومقصر آن نیز خودشان هستند. این عده همانطوری که به خوبی تجربه و در تاریخ ثبت شد به جز فحاشی آن هم از نوع رکیکترین فحشهای ممکن، چیز دیگری عرضه نکردند و می روند تا فرهنگ پربار ایران زمین را مضمحل نموده و لجن مال کنند. به طوری که الان کوروش و… اگر زنده می شدند و می دیدند و می شنیدند که به نام تمدن کوروش بزرگ و ایران باستان، این همه فحشهای رکیک به دهان این عده جاری میشود که حتی کودکان هم دچار بدآموزی شدهاند، مسلما از خجالت ترجیح می دادند که زنده نمانند و مجددا بمیرند.
لازم به ذکر است که فرهنگ چند هزار ساله ایران پر از فرزانگان و بزرگانی بوده که هر چه فرهنگ غنی ایران دارد، به جا مانده از آنهاست (عید نوروز، سیزده به در، جشن مهرگان و… یادگار فرزانگان است و نه به جا مانده از شاهان طول تاریخ). تاریخ ما هرگز فرهنگ فحاشی را به خود ندیده بود تا کودتای 28 مرداد سال 1332 که شعبان بی مخ و چاقوکشهای ایران و فاحشهها و زنان بدکاره به سرکردگی پری بلنده (طبق اسناد موجود و اسناد افشا شده طراحان و مجریان کودتا در غرب) این فرهنگ را باب کردند که این روزها مجددا به بهترین وجهی ارتقا یافته آن احیا شده و مورد استفاده قرار گرفته تا بتواند سایر جریانهای با ادب و با نزاکت و متشخص را منزوی کند و جریان فحاشان بتواند خود را به عنوان تنها جریان غالب ایران نشان بدهد و زمام امور را به دست بگیرد. در حالیکه این جریان فقط 73 سال قدمت دارد (شعبان بی مخ- پری بلنده) ولی خود را با تاریخچه 2585 ساله معرفی میکند. مسلما چنین فرهنگ مبتذلی نمیتواند بر فرهنگ حداقل 5000 ساله ایران غلبه پیدا کند. این هم دلیل دیگر شکست این جریان است که هرگز به تهران نخواهد رسید.
از جمله دلایل دیگر چنین شکستی، ضدیت آشکار و علنی با ملیتهای مختلف کرد، ترک، لر، بلوچ و… که همگی مورد بی احترامی این جریان قرار گرفته و حتی نسبت به این ملیتهای شریف ایران تهدید به آتش سوزی و به راه انداختن هولوکاست دوم شده که طبیعتا چنین اتفاقی هرگز نخواهد افتاد و همچنین توهین به همه جریانات فکری و دیگر اندیشان و… که مسلما در این ماهها به دلایل متعدد سکوت کردند تا امروز شاهد شکست این جریان باشند و با چشمان خودشان ببینند که چگونه تاریخ انسانهای بی ادب و گستاخ و… را ادب میکند و سر جایشان می نشاند، یکی را زودتر و یکی را دیرتر. به هر حال با فحاشی و تهدید و… نمیتوان در طولانی مدت به جایی رسید و دیر یا زود پردهها کنار می روند.
البته دلایل متعدد و متنوع بسیار دیگری نیز وجود دارد که از مجال این بحث خارج است و فرصت مفصل دیگری را می طلبد.
اما نتیجه کار جنگ طلبان که با نپختگی و اطلاعات غلط و احساسی و… خواستار حمله آمریکا و اسراییل به ایران بودند که آنها زحمت بکشند و ایران را تسخیر نمایند و تحویل این عده بدهند که بنده از ماهها قبل به عنوان یکی از مخالفین چنین مداخلهای که به صورت کتبی، صوتی، اعلام در راهپیمایی و… این مخالفت را ابراز نموده و شکست این جریان را اعلام کرده بودم که در نتیجه آن متهم به نداشتن شعور سیاسی، همراهی با ج.ا و بسیاری از افتراهای دیگر شده بودم. ولیکن امروز زمانی است که میتوانیم شاهد بطلان نظرات آنها و صحت و درستی عملکرد خود باشیم
سوما) در اینجا اشاره به این نکته بسیار ضروری است که ج.ا از همه طرفداران جنگ و حمله به ایران که تحت عناوین حمایت از ملت ایران و مداخله بشردوستانه در ایران و… صورت گرفت، بسیار ممنون و سپاسگزار است و قطعا از خدمتی که این عده نمودهاند، کمال تشکر را دارد. علت این تشکر به غیر از ایجاد اختلاف شدید در بین ایرانیان خارج از کشور و متلاشی کردن امکان هرگونه وحدت و همدلی در این رابطه، خدشهدار شدن آبروی ایرانیان خارج از کشور در نزد سایر ملل و …، به موفقیتهای ایران که از این طریق حاصل شده و یا حاصل خواهد شد، خیلی مختصر و فهرستوار اشاره می کنم:
- ابرقدرت شدن ایران به دنبال شکست نظامی آمریکا و اسراییل در جنگ با ایران (خاطر نشان می کنم که بمباران زیرساختهای یک کشور، امتیاز نظامی و پیروزی محسوب نمی شود. در این باره، همه کارشناسان نظامی به خوبی می دادند که حتی اگر ایران به ویرانه تبدیل شود، هیچگونه امتیاز نظامی برای کشورهای امریکا و اسراییل محسوب نمی شود و این بمباران از سر استیصال و شکست تلقی می شود و صرفا یک انتقام جویی به تلافی شکست وارده می باشد که ملت ایران باید سختیهای آن را متحمل شوند. در ضمن، این ابرقدرت شدن نه تنها ماندگار خواهد بود، بلکه با گذشت زمان نیز روز به روز بر توان نظامی و اقتدار آن افزودهتر میشود.
- باز پس گرفتن بحرین (به زودی شاهد این اتفاق خواهیم بود و البته خیلی اتفاقات دیگر در منطقه از جمله، از هم پاشیدن امارات و…)
- برگردانیدن کلیه سرمایههایی که از ایران به سمت دوبی انتقال پیدا کرده بود و تعطیلی دوبی و وارد شدن ضررهای میلیاردی به منافع این کشور و سرمایه گذاری های غربی
- معرفی شدن ایران به دنیا در حالی که تا همین اخیرا کسی نمیدانست اصلا ایران کجا هست و هرکس به افراد خارجی میگفت ایرانی هستم می بایستی کلی توضیح می داد تا می فهمیدند ایران کجا هست ولی الان همه دنیا فهمیدند ایران کجاست و چقدر قدرتمند است که آمریکا و اسراییل و چهل کشور مداخله کننده دیگر در جنگ نتوانستند آنرا از پای بیاندازند و تسلیم کنند.
- پیداکردن محبوبیت جهانی برای همه جریانات ضد امپریالیستی دنیا و بسیاری از اهالی کشورهای مختلف و همه جریانات ضد صهیونیستی و…
- به حرکت در آوردن مسلمانان منطقه مانند عراق، پاکستان، ترکیه و… و معطوف شدن بیشتر آنها به ایران و…
- به کنترل درآوردن تنگه هرمز و پیدا کردن محل درآمد کلان از طریق دریافت عوارض عبور از این تنگه
- به دست آوردن ارزش و اهمیت اقتصادی جهانی به طوریکه میتواند بر روی اقتصاد دنیا تاثیر گذار باشد. آن هم در حدیکه تورم جهانی را افزایش یا کاهش بدهد و همچنین در حال حاضر میتواند باعث فروپاشی اقتصاد آمریکا بشود (قیمت نفت روی 150 دلار در بشکه میتواند ضربه اقتصادی وحشتناکی به اقتصاد آمریکا وارد کند. همچنین باعث ورشکستگی بسیاری از شرکتها و… ازجمله ایرلاینها بشود (به عنوان نمونه ورشکستگی ایرلاین spirit آمریکا).
- به رسمیت شناخته شدن ایران توسط بیمههای کشتیرانی بطوری که برای صدور بیمه کشتیها، گرفتن تایید و مجوز عبور از سوی منابع ذیربط ایران الزامی شده است.
- ایجاد یکپارچگی بیشتر در بین آحاد مختلف مردم در داخل کشور
- ایجاد جمعیت جان فدا و رسیدن آن به تعداد بیش از31 میلیون نفر (تا کنون)
- اعلام همبستگی تعداد زیادی از ایرانیان خارج از کشور با ج.ا
- رسیدن به اطمینان خاطر حفظ تواناییهای نظام که حتما باید انرژی هستهای و موشکی و نیروهای نیابتی و… را حفظ نموده و به هیچ عنوان بر سر آنها مذاکره نکند و امتیازی ندهد.
- کنترل و اشراف بر روی ایرانیان خارج از کشور به طوری که افراد زیادی دیگر نمی توانند به ایران رفت و آمد داشته باشند و اموال بسیاری نیز توقیف شده است و از این پس نیز خدماتی به ایرانیان خارج از کشور به اتهام همکاری با متخاصمین داده نمی شود. اینک برای انجام کارهای ضروریشان به کجا میخواهند مراجعه کنند؟ این است عاقبت خام بودن و فریب رویاپردازی را خوردن و شیرغُرّان خارج از کشور بودن. (لازم به ذکر است که بنده این را برای خودم نمیگویم. چون که من در سال 1397 در داخل زندان اوین رسما تقاضای سلب تابعیت از نظام جمهوری اسلامی را اعلام کردم و الان هم فقط تابعیت کانادا را دارم و از ایران هم بدون داشتن پاسپورت و بصورت غیرقانونی به خارج فرار کردهام).
- کمک غیرمستقیم به حذف ریاست جمهوری آمریکا و از بین بردن شانس انتخاباتی او در دور بعدی ریاست جمهوری به واسطه جنگ با ایران و آشکارشدن مخالفتها از سوی محافل مختلف با جنگ به ویژه با مداخله کنگره آمریکا در خصوص جنگ با ایران، جریان پرونده اپستین، نارضایتی مردم مظلوم آمریکا از تورم و…، جریان No King 👑، جریان کسب سود سرشار دستاندرکاران جنگ از معاملات نفتی در خلال جنگ با ایران و بسته شدن تنگه هرمز، جریان تعرفهها و وارد کردن ضربات به اقتصاد جهانی و… همه این موارد به سور کلی شانس جمهوری خواهان را در دور آینده از بین برده که طبیعتا اسراییل نیز از این طریق یکی از حامیان بزرگ خود را در ریاست جمهوری از دست خواهد داد (البته وضعیت خود بی بی نیز خیلی جالب نیست).
- تیرخلاص زدن به سلطنت و پادشاهی و تاج و تخت و… که البته در این مورد اشتباههای اساسی و راهبردی این جریان دلیل اصلی این رخداد بوده است و نظام ج.ا با تقویت غیرمستقیم این جریان توسط عوامل خود، موفق به زدن یک تیر و دو نشان شد. از یک طرف هم امتیازات برشمرده که در این بخش توضیح داده شد را به دست آورده و از طرف دیگر باعث ریزش شدید این جریان شد که بعد از آشکار شدن بلوفهای سیاسی و… رخ داد به طوریکه این جریان دیگر شانسی نخواهد داشت.
- رفع اجباری تحریم ایران و آزاد شدن دلارهای بلوکه شده ایران (به زودی)
- برگشت عمران و آبادی و رفع خشکسالی در ایران با از بین رفتن پروژه «هارپ» با از بین رفتن تجهیرات منطقهای آن و آنتنهای رادارهای مربوطه و بهتر شدن وضعیت آلودگی هوای شهرها به علت بارش باران.
- به دست آوردن توانایی ایجاد اختلال در جریان اینترنتی منطقه: قابلیت تهدید ایران در اجرایی کردن بدترین سناریوی اختلال در اینترنت منطقه به عنوان یک برگ برنده برای مدتی برای ایران وجود خواهد داشت و واقعبینانه این است که در صورت فشار به ایران و در نتیجه عملی کردن این تهدید توسط ایران، بخشهایی از منطقه برای مدتی با اینترنت کُند، ناپایدار و پرهزینه مواجه می شوند، و این اختلال بهصورت دومینویی روی اقتصاد و خدمات حیاتی منطقه و دنیا اثر خواهد گذاشت. یک سناریوی بد در مقیاس منطقهای و حتی فرامنطقهای میتواند اینگونه شکل بگیرد:
- ) اختلال همزمان در چند مسیر اصلی
اگر بهطور همزمان چند مسیر مهم در خلیج فارس و اطراف آن (مثلاً در کنار مسیرهای دریای سرخ/ دریای عرب) از مدار خارج شوند، به اجبار ترافیک منطقه ناگهان به چند مسیر جایگزین محدود دیگر انتقال پیدا می کند که پیامدهای فوری زیر را به همراه خواهد داشت:
- افزایش وقفه برای برقراری ارتباط و افت شدید سرعت
- از دست رفتن بخشی از ظرفیت
- ناپایداری در مسیریابی
- ) فشار بیشاز حد روی مسیرهای جایگزین
مسیرهای جایگزین (مثلاً از طریق مدیترانه، آسیای میانه یا مسیرهای زمینی) معمولاً ظرفیت محدود دارند و پیامدهای زیر را دارد:
- ازدحام و ترافیک در شبکه
- قطعیهای مقطعی و کار ناپیوسته
- اولویتبندی ترافیک خطوط توسط اپراتورها (کاهش کیفیت برخی خدمات به واسطه ترافیک شدید)
3) اثر دومینویی در خدمات حیاتی (بسیاری از خدمات حیاتی به ارتباط پایدار وابستهاند)
– بانکداری و پرداختهای بینالمللی
– بورسها و معاملات لحظهای
– لجستیک و ترابری بنادر و خطوط هوایی
– سرویسهای(Cloud) و مراکز داده
اما در بدترین حالت میتواند اتفاقات زیر بیفتد:
- اختلال در تراکنشها و داد و ستدها
- تأخیر یا توقف موقت برخی عملیات تجاری و…
– افزایش خطا در سرویسهای آنلاین
4) اثرات اقتصادی و روانی که حتی پیش از وقوع اختلال و در شرایط «انتظار برای اختلال» میتواند به وقوع بپیوندد:
– بالا بردن هزینهها
– ایجاد نوسان در بازارهای منطقهای و جهانی
– ایجاد تعلیق، تعدیل نیروهای شرکتها و…
- ) طول مدت اختلال
- زمانبر بودن ترمیم کابلهای زیردریایی به مدت روزها تا هفتهها و تدریجی بودن بهبود کیفیت سرویسدهی
6) …
– …
ادامه دارد…
بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری: محمد علی طاهری
تورنتو: 11-05-2026 میلادی مصادف با 21-02-1405 خورشیدی


طلب خیر برای شما استاد طاهری 🤲
سلام مجدد استاد جان ❤️
خیلی ممنونم از بذل توجه شما و اینکه وقت گذاشتید و کامل و جامع پاسخ من رو دادید. کاملا با شما هم نظر هستم که جنگ مخرب ترین و بی نتیجه ترین راه که نه بیراهه بود. به شخصه معتقدم که هدف وسیله رو توجیه نمیکنه و برای رسیدن به یک هدف نباید از هر وسیله ای استفاده کرد. فکر میکنم پاسخم رو از توضیحات شما گرفتم. باز هم سپاسگزارم. ❤️
و البته منتظر قسمت دوم پیام شما هم هستم 🌺🙏🏻
عشق است استاد عزیزم. سلیهتون مستدام ❤️🔥🌹🙏🏻
طلب خیر برای استاد گرانقدرم، محمدعلی طاهری.
به امید رسیدن به روزهای سرشار از صلح، آگاهی و آزادی برای مردم ایران زمین و کوتاه شدن دست سلطنت طلبان، غارتگران و اشرار از ثروت و ذخایر ملی.