وبسایت مرکزی مکتب عرفان کیهانی حلقه

محمدعلی طاهری

گوساله سامری: نجات بدون بلوغ آگاهی

گوساله سامری: نجات بدون بلوغ آگاهی

به نام خدا

گوساله سامری

مقدمه: نجات بدون بلوغ آگاهی امکان‌پذیر نیست. نمونه‌ی روشن چنین ماجرایی، داستان قوم حضرت موسی (ع) است که پس از نجات از چنگال فرعونیان و دیدن معجزات بسیاری، از جمله عبور از رود نیل و رسیدن به جای امن، مجدداً بر اساس این‌که این اتفاقات و رهایی معجزه‌آسا برای آن‌ها منجر به آگاهی نشده بود و از درون تغییری پیدا نکرده بودند، به همان دوران بردگی ذهنی خود رجعت کردند. از جمله، در غیاب حضرت موسی (ع)، باز هم به گوساله‌ی سامری بازگشته و به آن معطوف شدند.

تحلیل هر یک از عوامل این بازگشت عبارت است از:

1- چگونگی احوال قوم بنی‌اسرائیل

قوم بنی‌اسرائیل قرن‌ها تحت بردگی فرعونی زندگی کرده بودند. معمولاً بردگی فقط فیزیکی نیست، بلکه بردگی ذهنی و روانی نیز وجود دارد.

ساختار روانی این قوم شامل موارد زیر بود:

  • اطاعت از قدرت بیرونی
  • ترس
  • عادت به وابستگی به نمادهای محسوس

حضرت موسی (ع) این قوم را نجات داد؛ اما نجات بیرونی الزاماً به معنای آزادی درونی نیست. یعنی انسانی که از بردگی آزاد می‌شود، ولی آگاهی‌اش رشد نکرده است، دوباره به شکل دیگری برده می‌شود.

2-  غیبت موسی (ع): بحران نبودِ واسطه‌ی عینی

در غیاب حضرت موسی (ع) که به میقات رفت، قوم بنی‌اسرائیل با یک خلأ مواجه شد؛ به‌عبارتی دیگر، آنها با نبودِ یک واسطه‌ی عینی مواجه شدند.

در این وضعیت:

  • رهبرِ قابل رؤیت وجود نداشت
  • خدا محسوس نبود
  • صبر و بلوغ معرفتی هنوز شکل نگرفته بود

در این‌جا، سامری از فرصت استفاده کرد و وارد ماجرا شد. اما سامری چه کرد؟ او یک نماد دیدنی، ملموس و آشنا ساخت؛ چیزی که:

  • بتوان دید
  • بتوان لمس کرد
  • بتوان دور آن جمع شد

زیرا انسان ناپخته، غیبت حقیقت را با نماد و… جایگزین می‌کند.

3-  چرا «گوساله»؟

این انتخاب تصادفی نبود و علت‌های مختلفی داشت، از جمله پیش‌زمینه‌ی فرهنگی.

در تمدن‌های مصر و بین‌النهرین، گاو و گوساله نماد:

  • قدرت
  • باروری
  • ثروت
  • زندگی مادی
  • زمین و حاصل‌خیزی

بودند. قوم بنی‌اسرائیل سال‌ها در همین فرهنگ زندگی کرده بود. در نتیجه، گوساله برای این قوم «خدایی قابل کنترل» بود که تصور می‌کردند انجام همه‌ی امور از او برمی‌آید و هر کاری را می‌توان از او درخواست کرد.

4-  چرا قوم بنی‌اسرائیل با وجود تجربه‌ی معجزه دوباره به گوساله رو آوردند؟

در پاسخ می‌توان گفت: چون معجزه آگاهی نمی‌آورد.
معجزه انسان را به حیرت می‌اندازد، اما آگاه نمی‌کند. آگاهی باید ساخته شود؛ در غیر این صورت، پس از مدتی حتی معجزه نیز فراموش می‌شود.

در حقیقت:

  • معجزه ترس را می‌شکند
  • اما جهل را درمان نمی‌کند

قوم بنی‌اسرائیل دیدند که رود نیل شکافته شد، اما هنوز:

  • تحمل غیبت را نداشتند
  • توان رابطه با حقیقت نامرئی را نداشتند
  • مسئولیت آزادی را نمی‌خواستند بپذیرند

زیرا آزادی، مسئولیت می‌آورد، در حالی که بسیاری از انسان‌ها از مسئولیت فرار می‌کنند.

5-  گوساله‌ی سامری؛ نمادی جاودانه

گوساله‌ی سامری فقط یک مجسمه‌ی تاریخی نیست، بلکه نمادی جاودانه و الگویی تکرارشونده در تاریخ بشر است.

گوساله‌ی سامری امروز می‌تواند رهبر، ایدئولوژی، پول، قدرت، تکنولوژی و حتی دینِ بی‌روح و بی‌آگاهی باشد؛ به‌عبارتی، هر چیزی که:

  • جای حقیقت زنده را بگیرد
  • انسان را از تفکر معاف کند
  • احساس امنیت کاذب بدهد
  • کار انسان‌های تنبل فکری را راحت‌تر کند

به هر حال، هر جا حقیقت غایب شود، گوساله‌ای ساخته می‌شود.

——————

ساختن «گوساله‌ی سامری سیاسی»

مسئله‌ی اصلی چیست؟

مسئله، بررسی یک فرد و یا یک جریان خاص نیست، بلکه بررسی یک الگوی ذهنی و روانیِ غلطی است که هدفشان احیای حقوق ملت و ملت سالاری نیست بلکه کسب قدرت و ثروت کلانی است که در بیزنس وارد شدن به چنین ماجرایی نصیب شان میشود و بسیاری از افراد در یک تقسیم غنائم شریک میشوند بدون اینکه برای آن بهایی داده باشند.

به عبارتی دیگر اگر در تاریخ:

  • گوساله‌ی سامری = جانشین حقیقت در زمان غیبت آگاهی

امروز نیز گوساله‌ی سامری می‌تواند در قالب نام، چهره یا نماد دیگری ظاهر شود و عده بسیاری از ارباب جوها را به سمت خود بکشانند. کسانیکه حتما باید اربابی روی سرشان باشد (البته عده بسیاری از این افراد در تقسیم غنائم شریکنند و برای همین هم ارباب ارباب میکنند و در حقیقت عاشق چشم و ابروی کسی نیستند).

چرا بخشی از جامعه به «گوساله‌ی سیاسی» رو می‌آورد؟

این پدیده معمولاً زمانی رخ می‌دهد که:

  1. رنج و سرکوب طولانی وجود داشته باشد
  2. جامعه خسته، عصبانی و عجول شود
  3. آگاهی جمعی هنوز فرصت بلوغ نیافته باشد
  4. مردم به‌جای مسیر تحول، دنبال ناجی یا چهره ‌ای بگردند که به جای آنها تصمیم بگیرد و آنها به زندگی شخصیشان برسند و یا…
  5. جامعه بخواهد به نظام فعلی دهن‌کجی کند و نظام قبلی را بهتر جلوه دهد، در حالی که اگر نظام قبلی کارآمد بود، پابرجا می‌ماند و دیگر کار به اینجا نمی کشید.

در این شرایط، ذهن ناآگاه می‌گوید: «یکی بیاید و همه‌چیز را درست کند».

عواقب این الگو

1- تکرار چرخه‌ی استبداد (حتی اگر نیت فرد مورد نظر خوب باشد):

  • تمرکز امید روی یک نفر، ریسک بسیار بالایی دارد.
  • مسئولیت جمعی به یک نفر واگذار می‌شود که کاملا غلط است.

نتیجه‌ی تاریخی:
ملت فعال نمی‌شود، منتظر می‌ماند و انتظار، بستر بازتولید استبداد است.

2-  قطبی‌سازی جامعه

پرستش چهره‌ها معمولاً منجر می‌شود به:

  • «یا با مایی، یا علیه مایی»(وضعیتی که هم اکنون ایجاد شده و تلاشی سرسختانه ای برای دو قطبی کردن جامعه خارج از کشور صورت گرفته  و سایرین تهدید میشوند و مورد تهاجم قرار میگیرند و…)
  • حذف منطق و استدلال (همانطوریکه مشاهده میشود هیچگونه منطقی به جز زنده باد و مرده باد شنیده نمیشود)
  • نفرت‌سازی درون جامعه(افراد مخالف نظام با طرز فکرهای دیگر متهم به بی شرفی میشوند و…)

نتیجه:
جامعه پیش از آزادی، از درون متلاشی و چند پاره می‌شود و پس از وارد شدن به درگیری‌های مفصل به یأس می‌رسد.

3-  مصادره‌ی درد ملت و مطالبه‌گری برحق آنها

درد واقعی مردم عبارت است از: فقر، سرکوب، بی‌عدالتی، تحقیر تاریخی، چپاول و غارت ثروت ملی.

اما وقتی دردهای ملت به یک چهره گره می‌خورند:

  • تحلیل ریشه‌ای و مطالبه‌گری جای خود را به شعار زنده باد و مرده باد تغییر پیدا میکند و طوری وانمود میشود که انگار مشکل ملت فقط کمبود و فقدان چنین فردی بوده و نه مطالبه گری مردم
  • برنامه جای خود را به احساس می‌دهد. در حالی که احساس انرژی دارد، اما جهت ندارد.
  • مملکت از تعلق به ملت تبدیل میشود به دارایی و ارث و میراث فردی و آحاد ملت تبدیل مبشوند به رعیت

4-  ناامیدی عمیق‌تر در صورت شکست جریان

اگر «گوساله‌ی سیاسی» نتواند پاسخ مطالبه‌گری مردم را بدهد (که معمولاً نمی‌دهد زیرا انحصارطلبی های فردی مجال چنین رسیدگی هایی را نمیدهد):

  • سرخوردگی شدیدتر می‌شود
  • بی‌اعتمادی عمومی عمیق‌تر می‌شود
  • جامعه آماده‌ی پذیرش بردگی سیاسی می‌گردد

این خطرناک‌ترین مرحله است و بازهم تعریف چنبش و خیزش جدی و...

راه درست چیست؟ (بدون نسخه‌پیچی سیاسی)

در تاریخ، گذارهای پایدار زمانی رخ داده‌اند که:

  • قهرمان‌سازی جای خود را به آگاهی‌سازی داده است
  • فردمحوری به ساختارمحوری تبدیل شده است
  • مردم پرسیده‌اند: «سیستم چیست، نه شخص کیست؟»

زیرا آزادی با چهره نمی‌آید؛ با بلوغ جمعی می‌آید.

جمع‌بندی نخست

قوم بنی‌اسرائیل گوساله را پرستیدند، نه به این دلیل که صرفا نادان یا احمق بودند، بلکه چون از بردگی آزاد شده بودند، اما هنوز از نظر ذهنی آزاد نشده و در بند بردگی درونی به سر می‌بردند. آن‌ها هنوز نمی‌توانستند با استقلال فکری، صبر، آگاهی و مسئولیت زندگی کنند.

این داستان بسیاری از انسان‌ها و ملت‌هاست که پس از آزادی نیز احساس می‌کنند باید برده‌ی کسی باشند و اربابی بالای سرشان باشد. در اصل، آن‌ها از درون تغییر نکرده‌اند و هنوز دیکتاتور پرور هستند و بر خود لازم می بینند که دست زوری روی سرشان باشد.

در این‌جاست که مشمول لطف الهی نمی‌شوند؛ زیرا خود را تغییر نداده‌اند

«اِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ»

در نتیجه، انسانی که به بلوغ آگاهی نرسیده است، یا برده‌ی فرعون است یا پرستنده‌ی گوساله و همه ستمدیدگان تعجب میکنند که چرا خداوند فریاد آن‌ها رانمیشنود و شهاب ثاقبی به سمت جنایتکاران فرود نمی آید.

لازم به ذکر است که این شهاب، یک بار ممکن است به خاطر مردمی که خود را تغییر داده‌اند، فرو فرستاده شود و بساط ظالمین را برچیند. یک بار نیز ممکن است، اجل معلق خود ظالمین باشد که به بساط آنها خاتمه میدهد. بر این اساس می بینیم که بر طبق قانون الهی تاریخ، هیچ امپراطوری و قدرتی بر جای نمانده است و همگی نابود شده‌اند و از آنها فقط نامی در تاریخ باقی مانده است.  

جمع‌بندی نهایی

تبدیل هر فردی به «گوساله‌ی سامری سیاسی» می‌تواند منجر شود به:

  • تکرار استبداد با چهره‌ای جدید
  • تعلیق آگاهی و مسئولیت اجتماعی
  • قطبی‌سازی و فرسایش اعتماد ملی
  • سرخوردگی عمیق‌تر در آینده

جمله‌ی پایانی

ملتی که هنوز منتظر ناجی است، آماده‌ی آزادی نیست و آزادی بدون آگاهی، فقط تغییر زندان مملکت است که همه در آن زندانی هستند.

 

بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و بنیانگذار سازمان صلح طاهری: محمد علی طاهری
تورنتو:26/ژانویه/2026 میلادی مصادف با  06/بهمن/1404 خورشیدی

Loading

اشتراک در
اطلاع دهید

2 Comments
قدیمی ترین
جدیدترین
بازخوردهای درون خطی
مشاهده همه نظرات
هانا
2 hours ago

درود بر استاد مهربان و بسیار عزیز بزرگوارم که به بهترین نحو ما را آگاه میکنید💎💎💎🕊️🕊️🕊️🕊️

حلاج
8 minutes ago

استاد طاهری عزیزم، چراغ روی میزم.
بسیار سپاسگزارم از این پیام روشنگرانه.
به امید آگاهی روزافزون مردم عزیزم و رهایی از یوغ بردگی ذهنی و دیکتاتور پروری، پذیرش مسولیت، صبوری و درک مفهوم آزادی و آزادگی.
طلب خیر در روح جمعی مردم ایران و سراسر جهان

2
0
نظرات شما را دوست دارم، لطفا نظر دهید.x