به نام خدا
با سلام و نثار دعای خیر
انسان در شب و در ظلمت قرار دارد، یا به عبارتی دیگر او را در ظلمت قرار دادهاند تا از این ظلمت خود را نجات داده و به نور برساند(من الظلمات الی النور). در حقیقت، این رسالت ماست که در این شبی که قرار داریم در این لیل، به شناخت منزلت و قدر خویش نایل شویم. درست مثل اینکه ما در تاریکی کورمال کورمال به دنبال چیزی می گردیم. حال اگر در روشنی قرار داشتیم که دیگر پیدا کردن آن شی، هنری نبود. هنر این است که در تاریکی به دنبال گمشدهای میگردیم و قرار است ما در این ظلمتی که قرار داریم، موفق به شناخت قدر و منزلت خود شویم . اما اگر به این مهم نائل شویم، آنگاه چه اتفاقی خواهد افتاد؟ در آنصورت (تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) انسان با موج آگاهی ها از جانب روح القدس و سایر کارگزاران الهی در کلیه امور مواجه خواهد شد.
دوش وقتِ سَحَر از، غُصه نجاتم دادند
واَندر آن ظلمتِ شب، آبِ حیاتم دادند
بیخود از شَعْشَعِهٔ، پرتوِ ذاتم کردند
باده از جامِ تَجَلّی، صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و، چه فرخنده شبی
آن شبِ قدر، که این تازه براتم دادند
بعد از این رویِ من و، آینهٔ وصفِ جمال
که در آن جا، خبر از جلوهٔ ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب؟
مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژدهٔ این دولت داد
که بِدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر، کز سخنم میریزد
اَجرِ صبریست، کز آن شاخِ نباتم دادند
همّتِ حافظ و، انفاسِ سحرخیزان بود
که ز بندِ غمِ ایّام، نجاتم دادند
این موهبتی است که تنها بعد از شناخت قدر خویش بر انسان نازل میشود(إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ). همچنین از برکت چنین آگاهی و بیداری است که در فجر آگاهی همواره در مقام سلام و تسلیم به حق، گذران زندگی خواهد کرد و مفهوم سیر از این مرحله از زندگی به سوی او (الیه راجعون) را درک خواهد کرد و برای طی آگاهانه چنین مسیری به دنبال دانش کمال خواهد بود تا با چشمان بازتر، دعوت حق را لبیک گوید.
نکته: آب حیات، آگاهی و روشن بینی، روشن دیدن مسیر الیه راجعون. مسلما از این دیدگاه حیات حقیقی، این حیات نیست. زیرا این حیات یعنی نیازمندی و عمرجاویدان، یعنی نیازمندی ابدی(گوشت، مرغ، تخم مرغ، نان و…) و رحمت خاص الهی که بدون استثنا شامل همه انسانها میشود، همه را به آغوش خود می کشد و نمی گذارد هیچکسی در اینجا و در این نیازمندی ابدی باقی بماند (الیه راجعون) و اگر به کسی عمر طولانی بدهد، او را در انظار همگان خوار و ذلیل خواهد کرد و او را خواهد شکست ( و من نعمره، ننکسه فی الخلق، افلا بعقلون).
از اینرو، هر کسی می رود تا با لیله القدر خودش برخورد کند. زمانی برای شناخت قدر و منزلت خویش. اما لیله القدر چه موقع است؟ آیا همین چند شبی هست که در پیش داریم؟
حق، شب قدر است در شبها نهان
تا کند، جان هر شبی را امتحان
نه همه شبها بود قدر، ای پسر
نه همه شبها بود، خالی از ان
پس، لحظه به لحظه، زمانی است که امکان دارد لیله القدر ما باشد و در هر لحظهای می توان به قدر و منزلت خویش پی برد و به گنج درونی واقف گشت(وادی چهارم از هفت شهر عشق عطار- وادی استغناء).
تو زچشم خویش پنهانی، اگر پیدا شوی
در میان جان تو، گنجی نهان آید پدید(مقدمه ترم یک عرفان حلقه)
تا چه کسی برای چنین لحظهای خود را آماده کرده باشد. رسیدن به مقام و قدر و شان و منزلت خویش تعطیلی بردار نیست. ولی میتوان ایامی را برای یادآوری چنین موضوعی بصورت نمادین و سمبولیک در نظر گرفت. ضمن اینکه ما همواره در وادی طلب هستیم(وادی اول از هفت شهر عشق عطار- وادی طلب) و هرگز از این وادی جدا نخواهیم شد(زیرا حقیقت تا بینهایت ادامه دارد و خاتمه پذیر نیست و از این دیدگاه هیچ زمانی فرا نمیرسد که دیگر به طلب ما نیازی نباشد و وادی طلب خاتمه پیدا کند).
دست از طلب ندارم، تا کامِ من برآید
یا تن رسد به جانان، یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را، بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم، دود از کفن برآید
بنمای رخ که خَلقی، والِه شَوَند و حیران
بگشای لب که فریاد، از مرد و زن برآید
جان بر لب است و حسرت، در دل که از لبانش
نگرفته هیچ کامی، جان از بدن برآید
از حسرتِ دهانش، آمد به تنگ جانم
خود کامِ تنگدستان، کی زان دهن برآید
گویند ذکرِ خیرش، در خیلِ عشقبازان
هر جا که نامِ حافظ، در انجمن برآید
زین سبب است که چند شب، به عنوان لحظاتی برای یادآوری چنین مناسبتی انتخاب شده که در این ماه مبارک و در این ماه رحمانیت الهی آنرا برای خود تذکر دهیم و بدانیم که باید قدر این موجود یگانه هستی را شناخته و هویت حقیقی او را زنده کنیم. قبل از آن که در بی هویتی آینده در فضای مجازی، محو و فنا شویم، «فنای فی الله» را تجربه نموده و خود را در عظمت او غرق کنیم تا حیات جاودانه (وادی هفتم از هفت شهر عشق عطار- وادی فنا) و آب حیات را بیابیم؛ فنایی که منجر به بقای ابدی خواهد شد.
امید است در این شبهای گرانقدر، موفق به قدرشناسی و یافتن منزلت انسانی، این یکتای هستی به همان میزانی که در این عالم انعکاس یافته ایم، شده و از این رهگذر مقام «آدم آسمانی» را که در همه عوالم انعکاس یافته و مقام «خلیفه الهی» را دارد، نیز نایل شویم و به عظمت او هم پی برده و از منظری دیگر، به عظمت و جایگاه خود نیز واقف شویم(اینتریونیورسالیزم).
در جهانها، انعکاسها یافتهایم
ذات حق را، ما تجلی دادهایم
بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه: محمد علی طاهری
تورنتو: 29/مارچ/2024 میلادی مصادف با 11/فروردین/1403

استاد عزیزم به امید روزی که بتوانیم به قدر و منزلت شما یگانه معلم فرهیخته و استاد حق و حقیقت برسیم و قدرشناس وجود مبارکتان باشیم.
به به… چقدر لذت بردم. خاکبوس این درگه الهیم تا هستم.
استاد عزیز سپاس بیکران بایت اینکه چشم ما را برای دیدن حقیقتها میگشایید
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
هرچقدر اطلاعیه رو میخونم واقعا مثل آبی هست که بر تشنه ای داده میشه استاد جانم خدا حفظتون کنه که حضورتون پاسخی به اشتیاق تاریخی انسان است
ما از کجا عشق از کجا
استاد بزرگوارم با وجود شما این کلمات و این سخنان برایمان معنا پیدا کردند. در ظلمت و تیرگیها غرق بودیم که شما دستمان را گرفتید و از این آب حیات ما را نوشاندید و نور الهی را برایمان منعکس کردید.
استاد طاهری عزیز استاد عشق ومعرفت با آموزهای مکتب عرفان کیهانی حلقه به ما یاد دادند چشم ظاهر بین ما باطن بین شود واز ظاهر به باطن و حقیقت وجودی حرکت کنیم و آن قدر و منزلت خویش را پیدا کنیم گنج درون را پیدا کنیم
خداوندحفطتون کنه بزرگ مرد هستی دوردانه
درود بر شما استاد عزیزم
ان شاءالله که قدر و منزلت خود را بیابیم
طلب خیر شما را خواهانم🙏💖⚘
درود و سپاس فراوان استاد عشق و معرفت ❤️
فهم و درک جملاتی که مرقوم فرموده اید بسیار مهم است و ان شاءالله بکمک حلقه های رحمانیت الهی بتوانیم در این شبهای قدر به فهم و درک این مفاهیم ارزشمند برسیم
استاد جان کلام شما و دعای خیرتان همواره راهگشای ماست. ممنون از اینهمه زیبایی. انشاالله ما هم به قدر و منزلت خویش برسیم با کمک شما.