به نام خدا
اطلاعیه صلح جهانی: گرامیداشت روز جهانی صلح
روز جهانی صلح را پاس میدارم؛ روزی که در سراسر تاریخ همچون رؤیایی شیرین و دستنیافتنی، در ژرفای آرزوهای دیرینهی بشر جای داشته است. این روز را به محضر همهی انسانها، فارغ از مرزها و تفاوتها و… تبریک عرض میکنم.
صلح، نه یک شعار، بلکه نیاز حیاتی و مشترک همهی انسانهاست.
انسان تنها موجودی است که معنای صلح را میفهمد و میتواند راهی متفاوت از سازوکارهای خشن حیات وحش برای بقای خود برگزیند. هرچند تاریخ بشر نشان میدهد که انسان هنوز از شگردهای تنازع بقای حیوانی فاصله کامل نگرفته، اما در درون او قابلیت و برنامهای شعوری نهاده شده است تا بتواند با اندیشهورزی، خرد و انتخابهای آگاهانه مسیر مسالمتآمیز را برگزیند؛ مسیری که در آن، هم حیات خود را حفظ کند و هم آرزوهایش را جامهی عمل بپوشاند، بیآنکه به خشونت، سلطهگری یا بردهداری نوین متوسل شود.
چرا روز جهانی صلح اهمیت دارد؟
سازمان ملل متحد در سال ۱۹۸۱ روز ۲۱ سپتامبر را به عنوان روز جهانی صلح به رسمیت شناخت. این روز نه تنها یادآوری یک آرمان، بلکه فرصتی برای بازنگری در مسیر بشریت است. در جهانی که هر سال میلیاردها دلار صرف تسلیحات میشود، در حالی که میلیونها انسان در فقر و جهل به سر میبرند، این روز بشریت را به پرسشی بنیادین وامیدارد:
آیا ما به عنوان یک گونهٔ هوشمند، واقعاً بهترین انتخابها را میکنیم؟ از اینرو:
روز جهانی صلح نه جشن پیروزی، بلکه یادآوری مسئولیتی است که بر دوش هر انسان آزادهای سنگینی میکند.
صلح به مثابهٔ ضرورت، نه شعاری توخالی
در این برهه، صلح یک ضرورت وجودی است، نه یک شعار برای خالی نبودن عریضه و تشریفات. در دنیایی با سلاحهای هستهای،بحرانهای زیستمحیطی و تغییرات اقلیمی، دیگر جنگ به معنای سنتیاش نیز یک گزینهٔ پایدار نیست. بشریت در یک نقطهٔ عطف تاریخی ایستاده است: یا مسیر خرد و همکاری را برمیگزیند، یا به سمت نابودی تدریجی پیش میرود. این یک انتخاب فلسفی نیست؛ یک الزام بقایی است.
در دنیای مدرن، صلح دیگر گزینهای اختیاری نیست؛ پیششرط اصلی بقای تمدن بشری است.
صلح؛ گرایش طبیعی و استعداد درونی انسان
انسان بهواسطهی توان اندیشهورزی، استعداد درونی لازم برای صلح را دارد.
اما هنوز بخش قابل توجهی از بشریت از مرحلهی بدویت تاریخی جدا نشده و درون او زورمداری، درندهخویی و خشونتمحوری فعال است. با وجود پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک، انسان هنوز به دوران مدرنِ اندیشهورزیِ حقیقی وارد نشده است.
علم در خدمت چه تفکری؟
حتی علم و تکنولوژی، که میتوانستند ابزار رهایی و رشد باشند، گاه به عقبماندگی انسان در مسیر صلح کمک کردهاند؛ زیرا در خدمت تفکر بیاهمیتانگاری انسان و زمین قرار گرفته و لطمات جبرانناپذیری بر پیکرهی صلح و محیط زیست وارد کردهاند.
صلح جهانی زمانی محقق میشود که انسان از جهالت تاریخی خود فاصله بگیرد.
جهالتی که ریشهی اصلی جنگها، سرکوبها، تاراج ثروت ملتها و بردهسازی انسانهاست. تهدید صلح نتیجهی عملکرد کسانی است که ظواهر خود را مدرن نشان میدهند اما تفکرشان متعلق به ماقبل تاریخ است؛ کسانی که برای منافع شخصی یا گروهی، ذهن بشر را درگیر خشونت، نفرت، جنگافروزی و تخریب میکنند.
تضاد درونی انسان؛ میان غریزه و خرد
انسان موجودی دوگانه است. از یک سو، میراث تکاملی میلیونها سال حیات وحش را با خود حمل میکند؛ غرایزی که در دوران بقا، رقابت، ترس و تهاجم را به عنوان ابزارهای اصلی ادامهٔ حیات برگزیدند. از سوی دیگر، توان اندیشیدن انتزاعی، همدلی، برنامهریزی بلندمدت و درک عواقب اخلاقی اعمال را به او میدهد. مشکل اصلی بشر امروز این است که در بسیاری از موارد، واکنشهای غریزی بر تصمیمهای خردمندانه غلبه میکند. رهبران جنگافروز از همین ضعف سود میبرند: با تحریک ترس، نفرت و غرور قبیلگی، غریزهٔ انسان را فعال میکنند تا خرد او را خاموش سازند.
جنگها اغلب نه با خرد، بلکه با فعالسازی غرایز ابتدایی انسان آغاز میشوند.
بدویت پنهان در جامعۀ مدرنیته
یکی از تناقضهای بزرگ عصر ما این است که انسان در حالی که با هواپیما سفر میکند، با گوشی هوشمند ارتباط برقرار میسازد و با هوش مصنوعی کار میکند، هنوز با همان منطق قبیلهای هزاران سال پیش تصمیم میگیرد. این بدویت پنهان خود را در تعصبات قومی، نژادی، مذهبی و ملی نشان میدهد. زمانی که یک رهبر سیاسی میگوید «ما» در برابر «آنها»، او دقیقاً همان مکانیزم قبیلهای را فعال میکند که صدها هزار سال پیش برای حفاظت از گروههای کوچک شکارچی گردآورنده شکل گرفته بود. پیشرفت واقعی بشر، پیشرفت تکنولوژیک نیست؛ پیشرفت در تفکر، در همدلی و در توانایی فراتر رفتن از منافع گروه کوچک به سوی منافع کل بشریت است.
پیشرفت واقعی نه در ساختن موشکهای بلندپروازتر، بلکه در توانایی انسان برای فراتر رفتن از تفکر قبیلهای نهفته است.
علم و تکنولوژی؛ ابزاری دوسویه
علم و فناوری به خودی خود نه خوباند ونه بد؛ آنها ابزارند. آنچه سرنوشت این ابزارها را تعیین میکند، تفکری است که پشت استفاده از آنها قرار دارد. همان دانشی که اینترنت را ساخت، سلاحهای سایبری نیز پدید آورد. همان فناوری که هستهای میتواند نیروگاههای برق بسازد، بمب نیز میسازد. همان الگوریتمهایی که اطلاعات مفید پخش میکنند، ابزار انتشار کینه و دروغ نیز شدهاند. مشکل اصلی در کمبود دانش نیست؛ در کمبود خردِ استفاده از دانش است. این خرد همان چیزی است که اندیشهورزی شعوری به دنبال پروراندن آن است.
علم بدون خرد اخلاقی، خطرناکترین سلاح در دست بشر جاهل است.
جهالت؛ ریشهٔ اصلی خشونت تاریخی
جهالت در اینجا به معنای بیسوادی نیست. بسیاری از جنگافروزان تاریخ معاصرتحصیلکرده بوده و هستند. جهالت به معنای ناآگاهی از کرامت انسانی، ناتوانی در درک پیامدهای دور اعمال و عدم توانایی در قرار دادن خود به جای دیگری است. این جهالت است که اجازه میدهد یک حاکم برای گسترش قدرت خود، هزاران خانواده را به خاک و خون بکشد. این جهالت است که فردی را به خاطر دین، نژاد یا ملیتش قابل سرکوب وحتی اعداممیبیند. مبارزه با این نوع جهالت، وظیفهٔ اصلی هر نهاد آموزش، فرهنگ و زندگی مدنی در جهان امروز است.
جهالت از جنس ناآگاهی از کرامت انسانی است، نه از جنس بیسوادی.
معنای حقیقی گسترش صلح جهانی
– گسترش صلح یعنی فراهم کردن زمینهای برای رشد فکری انسان
گسترش صلح جهانی یعنی فراهم کردن زمینهای برای رشد فکری انسان تا بتواند:
● با اندیشهورزی آشتی کند؛
● از زورمداری و خشونتمحوری فاصله بگیرد؛
● برای انسان و زمین ارزش قائل شود؛
● به همهی انسانها، صرفنظر از دین، نژاد، ملیت، جنسیت و طبقهی اجتماعی، حق زندگی، حق امنیت، حق آزادی و حق بهرهمندی از مواهب طبیعی زمین را بدهد؛
● فرصت و زمان خود را به جای جنگ، صرف خودسازی، خودشناسی و تعالی شعوری کند؛
● به آیندگان نیز حق بدهد که زمین یکتا و بینظیر را سالم و قابل زیست تحویل بگیرند.
زمین متعلق به همهی انسانهاست؛ حتی متعلق به کسانی که هنوز به دنیا نیامدهاند. ما وظیفه داریم شرایط زندگی مسالمتآمیز را برای آنان نیز فراهم کنیم.
– حق زندگی؛ اساسیترین پیشنیاز صلح
حق زندگی مقدم بر تمام حقوق دیگر است. در جهانی که هنوز کودکان در جنگها جان میدهند، زنان به خاطر جنسیتشان سرکوب میشوند، و اقلیتها به خاطر هویتشان مورد آزار قرار میگیرند، صلح واقعی معنایی ندارد. گسترش صلح باید از تضمین ابتداییترین حق انسانی آغاز شود: حق نفس کشیدن، حق زندگی کردن، حق وجود داشتن، بدون ترس از سرکوب یا نابودی. هر نظامی که این حق را نقض میکند، در واقع در نقطهٔ مقابل صلح ایستاده است، صرفنظر از اینکه چه ادعاهایی داشته باشد.
– آموزش؛ مهمترین سرمایهگذاری برای صلح
اگر جهالت ریشهٔ خشونت است، آموزش باید ستون فقرات صلح باشد. اما آموزشی که صلح میسازد، تنها آموزش علوم و مهارتهای فنی نیست. آموزشی که بشر به آن نیاز دارد، آموزش همدلی، تفکر انتقادی، درک تنوع فرهنگی، و توانایی گفتوگوی سازنده است. کودکی که از کودکی یاد میگیرد که «دیگری» دشمن است، در بزرگسالی به سادگی ابزار جنگافروزان میشود. اما کودکی که کرامت انسانی، تفکر مستقل و احترام به تفاوتها را آموخته، برای تحریک نفرت دسترسپذیر نخواهد بود. سرمایهگذاری در آموزش باکیفیت، عمیقترین اقدام صلحآفرین است.
هر کلاس درسی که همدلی و تفکر انتقادی میآموزد، یک سنگر صلح است.
– عدالت اجتماعی؛ بنیاد صلح پایدار
صلح بدون عدالت، آرامش اجباری است، نه صلح واقعی. بسیاری از خشونتهای تاریخی از ریشهٔ بیعدالتی آب میخورند. هنگامی که ثروت یک ملت در دست عدهای معدود متمرکز میشود، هنگامی که یک گروه از حقوق اساسی محروم است، هنگامی که قانون برای برخی حمایت و برای برخی دیگر سرکوب است، بذر خشونت کاشته شده است. صلح پایدار نیازمند ساختارهایی است که در آنها همهٔ افراد فرصت برابری برای رشد، کرامت برابری برای زیستن، و صدای برابری برای شنیده شدن داشته باشند. بدون این عدالت ساختاری، آرامش سطحی است و دیر یا زود فرو میریزد.
صلح بدون عدالت، گورستانی است آراسته؛ آرام به نظر میرسد؛ اما زنده نیست.
– میراث مشترک؛ زمین و نسلهای آینده
یکی از عمیقترین ابعاد صلح جهانی، مسئولیت ما در برابر نسلهایی است که هنوز به دنیا نیامدهاند. زمینی که ما بر آن زندگی میکنیم، میراث مشترک تمام انسانهایی است که بودهاند، هستند و خواهند بود.هر جنگی، هر آلودگی زیستمحیطی، هر تخریب منابع طبیعی، در واقع دزدیدن از آیندگان است تفکر «اینتریونیورسالیزم» این مسئولیت را به خوبی میشناسد: ما نه مالکان زمین، بلکه امانتداران آن هستیم این امانتداری مسئولیتی بزرگ است که باید در هر تصمیم سیاسی، اقتصادی و اجتماعی لحاظ شود.
ما نسل امروز، امانتداران زمین برای نسلهایی هستیم که هنوز به دنیا نیامدهاند.
– صلح؛ مسئولیت مشترک بشری
صلح فقط یک آرمان اخلاقی نیست؛ بلکه ضرورتی حیاتی برای بقای انسان و زمین است.
جهان امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آگاهی، خرد، مسئولیتپذیری و همفازی انسانی است. صلح زمانی پایدار میشود که انسانها به جای رقابتهای مخرب، به همکاری، همزیستی، احترام متقابل و عدالت جهانی روی آورند.
پیام روز جهانی صلح
روز جهانی صلح یادآور این حقیقت است که بشریت میتواند از چرخهی خشونت تاریخی عبور کند؛ به شرط آنکه به قابلیت استثنایی خود یعنی اندیشهورزی شعوری اعتماد کند و آن را به کار گیرد.
نقش اندیشمندان، هنرمندان و رسانهها
در مسیر صلح، نقش آنان که افکار عمومی را شکل میدهند، بسیار حیاتی است. اندیشمندان با پرورش ایدههای نو، هنرمندان با ایجاد همدلی از طریق آثار خود و رسانهها با انتخاب اینکه چه روایتی را برجسته کنند، همگی در شکلگیری فرهنگ صلح یا فرهنگ خشونت نقش دارند. رسانهای که ترس و نفرت را برای افزایش مخاطب دامن میزند، در واقع بر طبل جنگ میکوبد. هنرمندی که انسانیت مشترک را در آثار خود جاری میسازد، پلی بین ملتها میسازد. این مسئولیت باید به رسمیت شناخته شده و آگاهانه پذیرفته شود.
همکاری جهانی؛ از رقابت به همافزایی
چالشهای بزرگ امروز جهان، از تغییرات اقلیمی گرفته تا بیماریهای همهگیر، از فقر جهانی تا بحران آب، همگی یک ویژگی مشترک دارند: هیچ کشوری به تنهایی نمیتواند آنها را حل کند. این مسائل جهانی نیازمند راهحلهای جهانیاند. اما همکاری جهانی تنها زمانی ممکن میشود که کشورها از منطق «بازی با جمع صفر» (که یکی میبرد و دیگری میبازد) به منطق «بازی با جمع مثبت» (که همه میتوانند با همکاری ببرند) عبور کنند. این گذار ذهنی، نه تنها یک ضرورت اخلاقی، بلکه یک ضرورت عملی برای حل بحرانهای مشترک است.
در دنیای بههمپیوستهٔ امروز، موفقیت پایدار یک ملت تنها از طریق شکوفایی دیگر ملتها امکانپذیر است.
اندیشهورزی شعوری؛ کلید گذار به صلح پایدار
اندیشهورزی شعوری به معنای تفکری است که در آن انسان نه از روی غریزه، ترس یا تعصب، بلکه از روی آگاهی و پی بردن به شعور حاکم بر کیهان و به ویژه این کرۀ خاکی و درک عمیق ازهمدلی و آگاه شدن به پیامدهای اعمال خشونتآمیز و جنگ طلبانهخود در زمین و…تصمیم میگیرد. این نوع تفکر مستلزم آموزشهای لازم، تمرین و فرهنگسازیاست. جامعهای که در آن اندیشهورزی شعوری رواج یابد، به شان و کرامت خود پی برده و بهسمت صلح حرکت خواهد کرد؛ نه به خاطر اینکه همه انسانها را دوست دارد، بلکه به خاطر اینکه درک میکند که صلح هوشمندانهترین انتخاب برای همه و برای حفظ زمیناست. در غیراین صورت همه با هم در معرض نابودی قرار خواهند گرفت. هرچند که قدرتمداران، مست قدرت هستند و قادر به شنیدن و تفکر در این موارد نیستند.
اندیشهورزی شعوری که مبتنی بر فهم و درک شعور حاکم بر کیهان و همچنین بر زمین است، می تواندپل گذار از دنیای جنگزده امروز به دنیای همکاری و صلح باشد.
نقش تفکر «اینتریونیورسالیزم» در درک صلح جهانی
تفکر «اینتریونیورسالیزم» بر این اساس استوار است که همهی اجزای جهان هستی به هم مرتبط و به صورتی درهم تنیدهبه یکدیگروابستهاند. این نگاه فراکلنگر به انسان میآموزد که هیچ موجودی، هیچ ملتی و هیچ گونهای و…در جزیرهای جداگانه زندگی نمیکند. وقتی این درک در ذهن و قلب انسان جا میگیرد، نگاهش به «دیگری» دگرگون میشود. در نتیجه با قائل شدن حق زندگی ورفاه برای همۀ انسانها وفاصله گرفتن از انحصارطلبی سایر انسانها را دیگر دشمن نمی بیند؛ بلکه آنها را نیزبخشی از همان شبکهٔ هستی می بیند که خود نیز در آن قرار دارد. این تحول نگرشی است که بستر فرهنگ صلح را میسازد؛ نه صلحی تحمیلی از بالا، بلکه صلحی برخاسته از درک عمیق وحدت وجود.
درک وحدت جهان هستی، ریشهایترین پایه برای ساختن فرهنگ صلح پایدار است.
فراخوانی به عمل؛ هر قدم اهمیت دارد
صلح جهانی از اقدامات کوچک روزانهٔ میلیاردها انسان ساخته میشود. هر بار که کسی به جای پیشداوری، گوش میدهد؛ هر بار که کسی به جای نفرت، کنجکاوی میکند؛ هر بار که کسی به جای رقابت مخرب، همکاری را برمیگزیند؛ سنگی کوچک اما مهم در بنای صلح جهانی میگذارد. این روز را فرصتی بدانیم برای تجدید تعهد به این اقدامات کوچک اما تحولآفرین. چراکه صلح جهانی چیزی نیست که «آنها» بسازند؛ صلح چیزی است که «ما» باید بسازیم، هر روز، در هر تعامل، با هر انتخاب.
چشمانداز آینده؛ جهانی که میتوانیم بسازیم
تصور کنید جهانی را که در آن بودجههای نظامی صرف آموزش، بهداشت و مقابله با تغییرات اقلیمی شود. جهانی که در آن مرزها مانع تبادل فرهنگی و علمی نباشند. جهانی که در آن کودکان با افتخار میگویند «من انسانم» و این هویت مشترک بر هر هویت تفرقهانداز دیگری ارجحیت دارد. جهانی که در آن قانون از قویترینها نه، بلکه از آسیبپذیرترینها حمایت میکند. این جهان دستیافتنی است؛ نه در یک روز، نه توسط یک نفر، اما از طریق تلاش آگاهانه و پیوستهٔ میلیاردها انسانی که به کرامت خود و دیگران باور دارند.
صلح جهانی ممکن است؛ اما تنها اگر هر انسانی آن را مسئولیت شخصی خود بداند.
آرزوی نویسنده
این اطلاعیه با امیدی صادقانه نوشته شده است؛ امید به اینکه انسان بتواند از چرخهٔ خشونت تاریخی بیرون بیاید. امید به اینکه نسلهای آینده، جهانی بهتر از آنچه امروز داریم به ارث ببرند و امید به اینکه هر خوانندهای که این سطرها را میخواند، در قلب خود چراغ کوچکی از تعهد به صلح روشن کند و آن را در هر گوشهای از زندگیاش بتاباند.
انسان با اندیشهورزی شعوری، توان رسیدن به صلحی پایدار را دارد
سخن پایانی: بدینوسیله مجدداً روز جهانی صلح را خدمت تمامی انسانهای آزاده و صلحطلب تبریک عرض نموده و آرزومندم انسان با دستیابی به نگاهی فراکلنگر و پی بردن به کرامت و منزلت انسان در تفکر «اینتریونیورسالیزم»، به درک وحدت جهان هستی رسیده و بتواند به صلحی پایدار دست یابد.
بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه و سازمان صلح طاهری: محمد علی طاهری تورنتو: 20-09-2026 میلادی مصادف با 28-06-1405 خورشیدی


به امید روزی که در زمین فقط صلح باشد و دوستی به دور از جنگ و نفرت.سپاسگذاریم استاد جان🙏🌹
دورتون بگردیم استاد که هر چه داریم و نداریم از شماست❤️
استاد ارجمند
شما چراغ راه پر تلاطم بشریت از این ورطه ی هولناک هستین
امیدوارم قبل از اینکه دیر شود بشر به تفکر اینتریونیورسالیزم معطوف شود
طلب خیر
درود خدمت استاد گرانقدر🌹 به امید روزی که مردم جهان به صلح دوستی پایدار برسند طلب خیر در ذهن جمعی کل
نور دلها و چراغ خونه هامونی استاد جان❤️
امشب چه مهمانی داریم
بزرگترین،ناب ترین،مهربانترین…
تجلی عشق و ایمان
سایه ات مستدام
ای عزیزتر از جان❤️❤️❤️
درود استاد جان عزیز بسیااار عااالی بود ولذت بردیم بسیار آموختیم سپاس ازشما🙏♥️🌹
به امید که درک وحدت جهانی و صلح پایدار. درود خدمت استاد عشق معرفت 🌹
سپاس از شما استاد بزرگوار انسان برجسته و صالح که با تفکر اینتریونیورسالیزم خود هدفتان نجات کل بشریت است
طلب میکنم که به عنوان یک شاگرد کوچک دستانم در این راه عظیم و انسانی به کار گرفته شود و پاهایم جز این مسیر را طی نکند.
چقدر بر جان و دل مینشیند این سخنان، وقتی که بدون تعصب مرور میشود.
طلب خیر و آگاهی در ذهن جمعی
درود بر استاد عزیز ❤️❤️امید درک طلح ❤️❤️
استاد عزیزم ما هم این روز بزرگ را خدمت شما که الگویی بی نظیر از آگاهی و معرفت و صلح هستید تبریک عرض می کنیم و امیدواریم که بشر امروز بتواند به درک اینتریونیورسالیزم و درک تن واحده رسیده و با عبور از چرخه خشونت و خودخواهی به صلحی پایدار دست یابد
طلب خیر برای درک مفهوم صلح ور ذهن جمعی
سلام عزیزتر از جانم،استاد بزرگوارم شکر که هستید،طلب خیر
استادجانم، جان جانانم، امیدوارم با اندیشه ورزی شعوری که از شما آموختیم به درک وحدت جهان هستی و تن واحده برای رسیدن به صلح جهانی پایدار برسیم و در این مسیر هر انسانی بطور جدی این را یک مسئولیت شخصی قلمدادکند و برای رسیدن به آن از هیچ کوششی دریغ نکند .تا این «وحدت شعوری» شکل نگیرد تغییر چشمگیر جهانی برای صلح آنهم «صلح پایدار» ایجاد نخواهد شد❤️دوستتون دارم و هرآنچه به ادراک شعوری رسیدم همه از آموزه های توحیدی و ناب و وحدتی شماست استاد طاهری عزیزم❤️